بگو به من به من بگو فانوس چشمای تو کو؟
داره ترک میخوره این بغض نشته تو گلوم
نذار که بارونی بشم گریه پنهونی بشم
خراب اون قصه ایی که خود تو میدونی بشم
قسم به گل قسم به ماه
منو ببخش با یک نگاه با یک نگاه
منو ببخش ای بهترین راهی نمونده غیرازاین
لحظه راهی شدنم شکستن منو ببین
رفتن من زبان ماست ختم تموم خنده هاست کجای جاده گم کنم
بغضی رو که تو این صداست
چاره رفتن عزیز از حقیقت نگریز واسه بار آخرین
عشقو تو چشمام ببین
بی تو از آخر قصه ها می ترسم
باورکن هنوزم میشه به پاکی قصه های مادر بزرگ هجرت کرد
تو بخوای هنوزم میشه به کوچه پاک پروانه برگشت
بارون که بباره همون کوچه بی کبوتر کفاف تکامل تموم ترانه هارو میده
بیا بیاو لحظه ای کنار فانوس نفس های من آروم بگیر
بیاوامشب رو بی واسطه سک سکه های گریه کنارم باش
مگه چی میشه یک بار بی پوشش پرده بارون تماشات کنم چی میشه؟ |